آرامگاه بو علی
طراح : هوشنگ سيحون
تاريخ شكل گيري اثر: 1328-31
كارفرما: وزارت فرهنگ و هنر
مجري : هوشنگ سيحون
موقعيت : همدان
مساحت بستر طرح : 2600مترمربع
مساحت زيربنا: 650مترمربع

بناي ياد بود بوعلي سينا از دو بخش آرامگاه و برج ياد بود تشكيل شده است .ديوارهاي سنگي و تمام بسته آرامگاه بر گرداگرد محوطه اي نسبتا وسيع نشسته اند تا فضاهاي نه چندان بزرگ اين بخش – كتابخانه ، موزه و مزار – را در بر گيرند .حد فاصل ديوارهاي خارجي و فضاهاي داخلي تماما با خاك پر شده اند و آرامگاه جز در محل ورودي اصلي در شرق و ورودي غربي ، ارتباطي با فضاي باز اطراف ندارد .برج يادبود كه دقيقا بر فراز مزار قراردارد منشوري دوازده وجهي با ستون هاي ظريف و كشيده بتني است كه كلاهكي مخروطي از جنس بتن بر سر دارد .
بناي ياد بود بوعلي امروز در ميانه يكي از ميادين شهر همدان ، در بستر از سبزه و درخت و آب قرار گرفته است ؛ حال آنكه در ابتدا در حاشيه خيابان اصلي ، در احاطه بافت مسكوني اطراف و چند بناي خدمات شهري واداري واقع شده بود. به همين دليل تحليل اين بنا فارغ از محيط پيرامون آن و تنها معطوف به طرح خود بنا خواهد بود .

نكاتي پيرامون اجزاي طرح
· بناي يادبود بوعلي از دو بخش تشكيل شده است :آرامگاه و برج يادبود. بخش ارامگاه به مساحت 610 متر مربع ، ساختماني تمام بسته و پوشيده از سنگ خارا است كه كتابخانه ،موزه و فضاي اصلي آرامگاه (اتاق مقبره) را در خود جاي مي دهد . سطحي كه اين فضاها اشغال مي كنند در حدود 35 درصد از سطح كل بخش آرامگاه است و باقي آن با خاك پر شده است . ورودي اصلي به شكل رواقي با ستون هاي قطور نيم مخروطي در شرق بناي آرامگاه قرار گرفته است.دسترسي ديگري نيزاز سمت غرب به فضاي مقبره تامين شده است ؛ كه البته دسترسي فرعي و خدماتي تلقي مي شود.
· برج كشيده و بلند يادبود به شكل منشوري دوازده وجهي است كه از استقرار دوازده ستون بتني بر گرد دايره اي به قطر پنج متر بر فراز ساختمان آرامگاه پديد آمده است . اين ستون هاي كشيده هرچه به سمت بالا مي روند به سمت مركز دايره جمع مي شوند و در نهايت به كلاهك مخروطي شكل فوقاني مي رسند .ارتفاع راس برج از روي سكو 21 متر است كه هفده متر آن مربوط به پايه و 4متر آن مربوط به كلاهك مخروطي است.

· بخش آرامگاه – به جز در محل ورودي – ديواره اي تماما بسته و سنگي دارد ؛تناسبات آن افقي است و مانند تختي در زير پاي برج گسترده شده است .
· از مقايسه سطح زير بناي فضاهاي استفاده شده در بخش آرامگاه با سطح قسمتهاي پر شده با خاك ، تعمدي در پديد آوردن تختي وسيع استنباط مي شود . به عبارتي طراح ، به منظور خلق آرامگاهي پر ابهت ، از ديواركشي كاذب پيرامون سطحي قريب به دو برابر ميزان مورد نياز و پركردن آن باخاك ترديدي به خود راه نداده است . به همين علت از اين پس بخش آرامگاه را با نام "تخت" مي خوانيم .
· هرچند رديف ستونهاي ياد شده نسبت به ورودي آرامگاه ، سكو و برج فراز آن كاملا متارن است ، اما نسبت به حجم اصلي تخت متقارن نيست ، و احجام سنگي دو طرف اين فضاي نيم باز با هم يكسان نيستند و با شكست هايي به تدريج به عقب مي نشينند .
· تفاوت جنس ستونهاي بتني رواق با با ديوارهاي سنگي اطراف بخش ورودي را از احجام دو طرف خود متمايز مي كند .
· يكي ديگر از ويژگيهاي تخت ، پلكان تمام سنگي است كه از ميان ديوارهايي از همان جنس به بالا مي روند . اين پله ها مانند شكافهايي در دل"تخت" سنگي طراحي شده اند ؛مخصوصا پلكان جنوبي كه با لغزش مختصري نسبت به محور برج قرار گرفته است كيفيت فضايي خاصي را پديد مي آورد .
· دو شيبراهه غربي ( در طرفين ورودي فرعي آرامگاه ) كه كاملا نسبت به محور برج متقارنند –اگر چه در پشت ساختمان واقع شده اند – از نقاط قابل تامل در طرح "تخت" محسوب مي شوند .
· درون "تخت" انتظام فضايي ساده اي دارد . فضاهاي كتابخانه و موزه در طرفين محوري قرار گرفته اند كه پس از عبور از يك گره مربع شكل فرد را به اتاق مقبره مي رساند . اين ساختمان به واسطه احاطه شدن با احجام خاكريزي شده اطراف و بسته بودن جداره هاي بيروني ، و ضخامت و سنگيني ديوارهاي داخلي همچون بناهاي زيرزميني مي نمايد .
· سطح روي تخت پهنه نسبتا وسيع و بازي است و برج رفيع ياد بود ، نشسته بر يك سكو ف تنها عنصر بارز آن محسوب مي شود . دو محوطه سبز در شمال و جنوب اين فضاي باز گسترده ، به دليل آنكه اتصالي با برج و سكوي زير آن ندارند تاثير زيادي بر فضاي پيرامون خود نمي گذارند ؛ همچنانكه پيوندي نيز ميان محوطه هاي تالا و پايين تخت به وجود نمي آورند .
· برج ياد بود واجد دو قسمت است : قسمت پايه كه به دليل وجود ستونهاي كشيده و بلند گرداگرد آن سبك و شفاف به نظر مي رسد ، و قسمت فوقاني يعني كلاهك مخروطي شكل بالاي برج كه توسط پايه مذكور برپا داشته شده است .جمع شدن تدريجي ستونهاي پايه برج ، و شكل مخروطي كلاهك روي آن ، اشاره مستقيمي است به حركت به سمت آسمان و ميل به اوج گرفتن .
· در طرح برج ، هندسه از عوامل اساسي و مهم شكل گيري اجزا و عناصر است .انتخاب يك چند وجهي منتظم محاط بر دايره در قاعده ، طرح ستونها به گونه اي كه با بيشتر شدن ارتفاع به سوي مركز دايره جمع مي شوند ،و انتخاب حجم خالص مخروط به عنوان اختتاميه برج ،هيئتي كاملا هندسي براي برج به همراه مي آورد ؛كه نشانگر مقيد بودن طراح به نظم ، تقارن و هندسه در اين بخش از مجموعه است . انتخاب جنس بتن صاف و تراشيده براي برج موجب ميشود كه نظم و هندسه اي كه از آن سخن رفت چشمگيرتر شود و در نهايت ، برج به شكل حجم كاملا تراشيده و خراطي شده اي بر فراز سكوي كم ارتفاع ديده شود .

بيان معماري در بناي يادبود بوعلي
· تخت سازي در بخش آرامگاه –كه پيش از اين در باره آن سخن رفت –نشان از معماري پيش از اسلام دارد.به جزاين ،نشانه هاي ديگري نيز از معماري ايران باستان در طراحي تخت ديده مي شود .استفاده از فضاي نيم باز ورديف ستون هاي نيم مخروطي به عنوان ورودي ،وپيشاني صاف بالاي رواق از موارد تشابه ميان اين بنا با نمونه هاي باقيمانده از دوران پيش از اسلام است .به عنوان نمونه مي توان به كاخ پذيرايي كوروش در مجموعه پاسارگاد اشاره كرد.در اين نمونه ،فضاي ورودي توسط ايواني مياني بارديف ستون هاي نيم مخروطي (از قضا با نه دهانه) ازاحجام تو پرطرفين متمايز شده است.
· استفاده از قطعات بزرگ سنگي و ايجاد ديوارهاي بلند سنگي ناصاغ با بند كشي هاي ضخيم ، نيز معماري پيش از ايلام را تدائي مي كند . پله هاي يكسره كه گويي ديوارهاي سنگي را مي شكافند و بالا مي روند مشابه هايي در معماري ايران باستان ، از جمله در مجموعه تخت جمشيد و معبد آناهيتا در كنگاور دارند .
· تفاوت عمده تخت با آثار باقي مانده از دوران پيش از اسلام ، متقارن نبودن احجام پس وپيش نشسته آن است .در اينجا با آنكه طرح فضاي داخلي همانند معابد و كاخهاي پيش ار اسلام كاملا متقارن است ، وعلي رقم انتخاب عناصرمتقارني مانند دو شيبراهه غربي بنا ، حجم كلي تخت و استقرار ورودي آرامگاه نسبت به آن از تقارن خارج شده است . اين فقدان تقارن جلوه اي ارگانيك به بنا مي دهد و از صلابت طرح –امري كه در نمونه هاي قديمي ديده مي شود و زائيده رعايت بي چون و چراي اصل تقارن است – مي كاهد .
· ورودي تخت در حاليكه از لحاظ فرم و شكل ظاهري از همان نمونه هاي باستاني پيروي ميكند ، اما به دليل جنس و بافت منظم و تراش خورده اش در مقايسه با ظاهر ارگانيك ديوارهاي سنگي طرفين به مثابه مظهري از دقت و نظم هندسي وعلم و رياضيات جلوه مي كند ، و از اين رو نسبتي با برج بالاي خود نيز برقرار مي سازد .
· در مقابل اشارات متعددي كه در طراحي تخت به معماري پيش از اسلام شده است ،برج ياد بود با بنايي متفاوت ؛آميزه اي از معماري دوره اسلامي ومعماري مدرن است .
· مهمترين عاملي كه موجب مي شود تا برج ياد آور بناهاي پس ازاسلام باشد شباهت بسيار زياد آن به برج گنبد قابوس است.طراح با انتخاب فرم منشوري كه در بالا به يك مخروط منتهي مي شود، اشاره مستقيم وروشني به اين الگوي سنتي كرده است .جدا از شباهت هاي دو برج گنبد قابوس وبرج يادبود بوعلي ،نشستن اولي بر بلنداي تپه اي ودومي برتختي دست ساخته ،تنها بودن آنها از وجوه تشابه دو بنا به شمار ميرود.
· علي رقم شباهت هايي كه ذكر شد ، تفاوتي مهم ميان برج يادبود بوعلي و گنبد قابوس وجود دارد . در گنبد قابوس با بنايي واحد و يكپارچه مواجهيم كه بر فراز تپه اي نشسته و به بالا اشاره مي كند . در برج ياد بود بوعلي همان اشاره به بالا حس مي شود ، اما حجم اصلي يكپارچه نيست و به دو بخش مجزاي پايه و كلاهك تقسيم مي شود . دو پارگي ميان پايه و كلاهك سبب ميشود تا وحدت و يكدستي – آنسان كه در گنبد قابوس وجود دارد – در اين بنا ديده نشود . به علاوه اگر برج در گنبد قابوس تنها واسطه اي براي اشاره به اوج و بازگشت به اصل ايت ، در نمونه معاصر ، خود موضوعي براي تماشا است ، و اجزاي مختلف آن هر يك خود را به نمايش مي گذارد و عرض اندام مي كنند .
· نكته مهم ديگر در مورد طرح برج ، تفاوت در بيان معماري دو بخش پايه و كلاهك است ؛ در حاليكه كلاهك يادآور گنبدهاي رك قديمي است ،پايه چنانچه به تنهايي ملاحظه شود موجودي متعلق به معماري مدرن است ؛ و با نشستن كلاهك مخروطي بر ستونهاي ظريف پايه است كه برج طعم و مزه معماري اسلامي مي يابد. و به تعبيري ديگر ، طراح با تمهيداتي كه به كار ميبندد قرائتي مدرن از بنايي اسلامي عرضه مي كند .
· تفاوت ميان پايه شفاف برج و حجم صلب و توپر كلاهك آن، موجب شده است تا برج تركيبي از دو بخش مجزاي پايه و كلاهك به نظر آيد. همين كيفيت هنگاممشاهده توامان تخت و برج روي آن نيز احساس مي شود . تناقض ميان حجم توپر و سنگين تخت – كه به دليل وجد قطعات بزرگ و نتراشيده سنگ خارا خشن و بدوي به نظر مي رسد – و سطح صاف و ترشيده و منظم برج به گونه اي است كه اين دو بخش به صورت دو لايه كاملا متفاوت ادراك مي شوند كه بدون پيوندي كامل در جوار يكديگر قرار گرفته اند .
· دو گانگي در طرح يك بار هم در محل رواق ورودي آرامگاه آشكار مي شود؛جايي كه تفاوت ميان بافت وجنس ديوارهاي سنگي با سطوح تراشيده وصاف رواق ورودي به تخت ،و جبهه بنايي تراشيده شده در دل صخره هاي سنگي ،و آرامگاه هاي ايران باستان يا دخمه ها را مي بخشد.
· طراح با نشاندن برج يادبود بر تخت و با استفاده از همان شيوه نشاندن صورت ها و معاني متفاوت در كنار هم ،معماري پس از اسلام – ومشخصا معماري مغابر برجي- را نيز به اين مجموعه راه مي دهد . والبته در كنار اين دو نوع بيان ايراني مي توان بيان سومي را نيز مطرح كرد كه همين بيان مدرن طرح است. استفاده از بتون نمايان در برج و رواق ورودي ، وشفافيت وسبكي برج ودوگانگي بيان در بخش هاي كلاهك وپايه ،به طور كلي ميل به خلاصه سازي الگو هاي قديمي خصلت هاي مدرنيستي بنا را اشكار مي سازد .به عبارتي مخاطب در اينجا با بنا ايراني مواجه است كه به دوره هاي مختلف معماري اين سرزمين اشاره مي كند ودر عين حال زيبا شناسي مدرن را نيز با خود به همراه دارد.
